تبلیغات
رمان های من - رمان کالج گرند قسمت 7 ّ

رمان کالج گرند قسمت 7

یکشنبه 15 مرداد 1396 03:12 ب.ظ

نویسنده : perrie cris
ارسال شده در: رمان کمدی-رومانتیک کالج گرند ??


بچه ها سریع برید ادامهه

نظر یادتون نره:)

کریستال دستشو روی صورتش کشید و اشکشو پاک کرد و از زمین مسابقه زد بیرون دنبال یه نیمکت میگشت 

که آلیس و بوآ صداش کردن:کریستاال!

کریستال با خنده برگشت و گفت: مسابقه چطور بود؟

آلیس:چقدر دیر اومدی بیرون!من یه ساعت پیش مسابقمو تموم کردم

کریستال:الکس کو؟

بوآ:رفته مسابقه بده!

جان دوید و اومد سمت کریستال و آلیس و بوآ 

بوآ:جان؟کجا بودی؟

جان نگاهی ب کریستال کرد و گفت:خوبی؟چرا از زمین دویدی بیرون؟
کریستال لبخندی زدو گفت:خب مسابقه تموم شد:)

جان:ولی یه چیزی عجیب بود!من فکر میکنم اون دختره از عمد آب معدنیشو ریخت زیر پات!

کریستال:نمیدونم بابا!چرا باید همچین کاری کنه؟

جان:خب چون..شاید چون خیلی عالی میرقصیدی!

کریستال:ممنونم!فکر نمیکردم از کسی تعریف کنی!

جان زبونشو درآورد.

کریستال نگاهی به ساعتش کرد و گفت:جان منوتو باید بریم مسابقه ی شنا

بوآ گفت:منم باید برم برای مسابقه آماده بشم

آلیس:منم میرم الکس و ببینم

کریستال نگاهی به بوآکرد و گفت:موفق باشی!

بوآلبخندی زدو گفت:موفق باشید 

همه خداحافظی کردنو کریستال و جان رفتن سمت منطقه ی استخر

جان:من میرم لباسمو عوض کنم

کریستال:باشه منم میرم با مدیر حرف بزنم

کریستال کل محوطه رو دنبال مدیر گشت وآخر سر اونو پیش دختری با موهای بلند سبز پیدا کرد

-سلام آقای مدیر من....

-سلام..امم...ببخشید خانم!یکی دیگه رو برای مسابقه انتخاب کردیم

کریستال یهو انگار آب یخ ریخته باشن روش دهنشو باز کرد و گفت:ها؟

مدیر:برنامه تغییر کرد!متاسفم!

کریستال:اما..آخه..من کلی تمرین کردم..

مدیر:متاسفم ولی حتما یه دلیلی داشته ک جایگزین شدین

کریستال خیلی ناراحت شد،دلش میخواست گریه کنه اون از افتضاح رقص و حالا هم این!چقدر احمقانه تمام وقتشو هدر تمرین شنا کرده بود!

بوق شروع مسابقات زده شد

جان با لباس شنا وارد محوطه شد و به کریستال نگاهی کرد و متعجب گفت؛پس چرا آماده نمیشی؟مسابقاتو شروع کردن اول کالج شیروا میره بعد هم نوبت..

کریستال با بغض گفت:من و جایگزین کردن

جان:ها؟چرا؟

کریستال؛نمیدونم.به اندازه ی کافی خوب نبودم

جان عصبانی شد:مسخره اس!خودم توی استخر توانایی هاتو دیدم!مگه شهر هرته هر وقت دلشون خواست جایگزینت کنن؟تو کلی تمرین کردی!

کریستال گفت:مهم نیست!میخوای بمونم و تشویقت کنم؟

جان:واسم فرقی نداره!اگه میخوای میتونی بمونی...

کریستال:اممم..اگه فرقی نداره من برم..زیاد حالم خوب نیست.

جان انگار عصبانی شد:باش.
و بعد روشو برگردوند و سریع رفت توی صف مسابقه دهنده ها

************************

-شروع کنید!

بوآبا خودش فکر کرد:حالا چیکار کنم؟هیچی به ذهنم نمیرسه

آلیس از اون پشت داد زد:بــــــــــوآآآآ موفــــــق باشی دختر!

بوآلبخندی زد و یهو یه فکر عالی به ذهنش رسید.

***************************

نوبت جان بود..با اینکه همیشه میگفت اصلا از مسابقه ها استرس نمیگیره خیلی استرس داشت و خیلی هم عصبانی بود!خودشم نمیدونست چرا عصبانیه!
با خودش فکر کرد:همم..شاید بخاطر اینه ک امروز همه کریستالو اذیت میکنن،شایدم خوابم میاد،شایدم بخاطر اینکه هیچکی برای تشویقم نیومده!

بلندگو اعلام کرد:
مسابقه دهنده های کالج گرند

جان نفس بلندی کشید و یهو صدای داد بلند کریستال اومد:

موفــــــق باشی!جانننننننن

جان لبخندی زد و نگاهی ب کریستال انداخت و بعد روی جیگاهش ایستاد و با شنیدن بوق،توی آب پرید

بعد از پایان مسابقات جان و کریستال و بوآ و آلیس و لولا و جیکوب همه با هم رفتن تا الکس بیچاره ک کسی برای تشویقش نرفته بودو تشویق کنن.

محوطه ی اختراع اتاق اتاق بود و هرکس اتاق کوچیکی برای خودش داشت که داشت توش کار میکرد آلیس بعد از کلی گشتن از پشت موهای آبی الکسو تشخیص داد و داد زد:
الکس ما همیشه،همه چیو برنده میشه

جیکو نیشخندی زد و با طعنه گفت:خواهر نابغه ام دو نکته در این جمله ی ضایعت وجود داشت 
۱-الکس ما؟الکس که مطمئنا مال من یکی نیست 
بعد هرهر خندید 
و ۲- قافیه ی شعرت تو حلق آقای مدیر!
کریستال از کنار گفت:موافقم!

لولا نگاهی به کریستال کرد و گفت:مدیر یکم مخش معیوبه بابا!اصلا دیگه بهش فکر نکن.مدیر بی شعور!
جیکوب با لحن آوازین گفت:اینو تو روی الکس بگوو..

جان هم یکی زد توی سر جیکوب و گفت:خفه شو احمق!

پایان قسمت ۷
این قسمت چطور بود؟



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 16 مرداد 1396 11:45 ق.ظ



هدایت به بالای صفحه

اسکرول بار