تبلیغات
رمان های من - رمان MY NEW WORLD قسمت 2 ّ

رمان MY NEW WORLD قسمت 2

دوشنبه 9 مرداد 1396 12:55 ق.ظ

نویسنده : perrie cris
ارسال شده در: رمان کمدی-ترسناک-خون آشامی-رومانتیک دنیای جدید من ??

با قسمت بعدی اومدم:)
نظر یادتون نره!!!
آهنگارم حتما دانلود کنید و با داستان گوش بدید.
*نکته*کاری به متن آهنگ نداشته باشید لطفا!
حجم آهنگ ها پایینه و آهنگای قشنگی هم هستن..
برید ادامه!

آهنگ miss you more از کتی پری برای دانلود کلیک کن

تاریکی و ترس...قلبم تند تند میزد!سرم گیج میرفت...صداها توی گوشم میپیچید:تو مال مایی! تو مال مایی! تو..مال..مایی!به چپ و راست نگاه کردم ولی نمیتونستم هیچی ببینیم حس میکردم الانه ک بمیرم!تاریکی درونمو پر کرد..حالا چیکار کنم؟صدای لولا رو شنیدم..دوست قدیمیم..لولا؟کجایی؟؟نیا!خطرناکه..سرم گیج رفت و دوباره درونم خالی شد چشمام پر از اشک شد یهو همه جا روشن شد..نگاهی به اطرافم کردم..از خواب بیدار شدم؟؟نه..تازه  اول خوابمه!دستام بسته بود و روی یه زمین سرد نشسته بودم فقط یه ردیف دندون تیز وحشتناک دیدم و بعد...دردی توی گردنم حس کردم که پشت سر هم تکرار میشد..هیچوقت تمومی نداشت!

صدا دوباره گفت:دیدی گفتم؟تو مال مایی!

چشماموباز کردم..من زندم؟هنوز زندم؟آخه چرا این کابوس ها تموم نمیشه؟

-بیدار شدی بوآ؟

چشمامو باز و بسته کردم و با صدایی به ظاهر خواب آلود گفتم:اهمم!الان میام بیرون..نیای تو ها!

به آینه نگاهی کردم چشمام مثل همیشه سرخ سرخ بود و قطرات اشک روی صورتم خشک شده بود.نفس عمیقی کشیدم و موهامو شونه کردم.با خودم گفتم:تا حالا دیگه باید عادت کرده باشی دختره ی ضعیف احمق!

سرم گیج رفت..

-تو مال مایی!

دیگه حتی زحمت گرفتن گوشامم به خودم ندادم!قلبم تند تند میزد و بی اختیار از چشمام اشک میریخت!نمیدونستم چطوری باید از این کابوس ها فرار کنم..

-تومال مایی

درد ..دوباره درد ....درد و درد..!از شدت ناراحتی به خودم پیچیدم و لبم و گاز گرفتم تا صدام بیرون نره!

افتادم روی زمین..پس وقت مردنمه!به اولین روزی که این کابوسارو دیدم به یادم اومد:

-آماده ی بوآ؟

+نمیخوا...نمیخوام برم!مامان اینجاس،بابا هم اینجاس.. لولا هم همینطور.م..من...

-گریه نکن.ضعیف نباش!باید با من بیای!

+و..ولی من ....میخوام پیش مامانو بابا بمونم!!!

-گوش بده...داد زد:مامانو بابات مردن!منم قرار نیست بخاطر احساسات بچه گانت توی همچین شهر کوچیکی زندگی کنم!دوباره داد زد:فهمیدی؟

+امم..و..ولی...آخه..من..مامان..( گریه)

آره!از اون روزی بود که با شهر کوچیک سایوری خداحافظی کردم..دوروز بعد مرگ مامانو بابام توی یه تصادف مشکوک!نمیخواستم از اینجا برم ولی...ولی عموم که سرپرستیمو گرفه بود منو..به زور برد!قلبم درد گرفت..۴ سال پیش... من چهار سال اون پیرمرد بدعنق رو تحمل کردم و مراقب پسر کوچولوش که اسمش اندرو بود، بودم..وقتی عموم مرد، من سرپرستی اندرورو گرفتم و با هم برگشتیم به شهری ک مامان بابام توش زندگی میکردن.. قلبم تند تر زدو حس کردم روحم داره از بدنم جدا میشه...

درد تمام وجودمو گرفت..همه جا تاریک بود اما میتونستم دندون های تیز روی گردنمو حس کنم..قلبم تند تند زد..چرا؟چرا من؟مامان..بابا..چرا منو تنها گذاشتید؟من توی خونه ی عمو خیلی گریه کردم..خیلی تنهایی و زجر کشیدم... خیلی!نمیتونستم درمورد کابوسام با عمو صحبت کنم چون منو میزد و میگفت دروغ میگم

همیشه ساکت موندم و هیچی نگفتم..وقتی اندرو کار بدی میکرد انقدر میزدش تا خون بالا بیاره به همین خاطر من خطاهای اندرو رو گردن میگرفتم...خیلی درد کشیدم..خیلی گریه کردم

میتونستم اشکارمو روی صورتم حس کنم..باید مراقب اندو باشم ولی...ولی خیلی خستم!

تاریکی بیشتر شد..حس زنده بودن نیمیکردم !درد بیشترو بیشتر میشد!دارم میمیرم؟ولی..نمیخوام بمیرم!

وایسا ببینم..من که تا ۱ ماه پیش آرزوی مردنو میکردم!چرا الان نمیخوام بمیرم؟

چرا؟چرا میخوام درد کشیدنو به مرگ ترجیح بدم؟

شاید...

شاید...

فقط شاید...

 بخاطر اون دختراست!

آهنگ برای دانلود کلیک کنpaper thin ازastrid s

لولا،کریستال و آلیس!

یه ماه پیش توی اولین روز مدرسه اونا رودیدم و حالا...نمیتوم بدون اونا زندگی کنم!درد کم تر شد..یاد خنده هامون توی حیاط مدرسه افتادم..یاد تکه انداختنام به اون پسرای کارگر خعلی خوشگل!و بعد سرخ شدن لولا!خندیدن آلیس و غرغرای کریستال!

درد کم تر شد..کم کم تونستم اطرافم رو بیینم..

-تو مال مایی!

سرم گیج رفت...به مسخره کردنای خنده دار بقیه بچه ها توسط آلیس فکر کردم.

-تو مال مایی!

به حرفای یواشکی مون پشت سر معلما فکر کردم!

من با اونا حس عادی بودن میکردم..با اونا خوشحال بودم..خیلی خوشحال..بخاطر اونا مدرسه شیرینه!

حتی تصور همچین چیزی قبلا برام سخت بود..

کسایی که طرف من باشن

-تو مال مایی

کسایی که منو بخاطر خودم دوسم داشته باشن!خیلی طول کشید...

-تو مال مایی!

ولی بالاخره پیداشون کردم!

-تو مال مایی

گوربابات!من مال هیچ خری نیستم!

صدا کم تر شد..بلند شدم..آرایش کردم

-تو مال مایی

صدا مثل یه زمزمه بود..یه درد خفیفی توی گردنم حس کردم به جوک های بی مزه ی کریستال فکر کردم و اینکه خودش انقدر بهشون میخندید تا مارم به خنده مینداخت.بعد فکر میکرد ما به جوک هاش خندیدیم!

درد از بین رفت!

لبخندی زدم..یه بلوز قرمز با یه شلوارک لی سرمه ای پوشیدم!امروز روز خوبیه!

اندرو دم در منتظرم بود

-چه عجب اومدی!دارم از گرسنگی میمیرم!

لپشو بوسیدم..با اینکه پسر اون پیرمرد بود ولی عاشقش بودم!اون مهربون ترین بچه ایه ک تا حالا دیدم

سرخ شد:خ..خجالت بکش!من دیگه بزرگ شدم نباید مثل بچه ها با من رفتار کنی آجی!من دیگه الان ۱۳ سالم شده!من قراره ازت مراقبت کنم..چون بزرگم میدونی که؟

خندیدم:میدونم..میدونم!ببخشید!اشتباه از من بود!تو دیگه بزرگ شدی!

-چته؟مریضی؟امروز بیشتر از مواقع دیگه داری وانمود میکنی خوشحالی!

تعجب کردم!بعد لبخند زدمو گفتم:خب شاید امروز واقعا خوشحالم!                                                                      

-واقعا؟

صورتش پر از شادی شد!

تا حالا نمیدونستم انقدر براش مهمم!دستشو گرفتم و گفتم:آوره!املت میخوری؟

-بعــــــــــــلــــــــه

همزمان با من یکی از اون پسرای خیلی خوشتیپ و دخترکش وارد مدرسه شد

اول صبح همیشه میتونستی چند تا دختر و پسر خیلی خوشکلو که لباس کلاه دار سیاه داشتن ببینی!

من و دوستام چند بار از مدیر پرسیدیم:اونا کی هستن؟

مدیرم همیشه جواب میداد:کارگرن!نزدیکشون نشین!اگه بفهمم مزاحم کارشون شدین با من طرفینا!

مدیرمون خانم خیلی زیباییه که نصف موهاش سفیده و نصف موهاش سیاه!چشم هاشم دو رنگن!یکی شون قهوه ای و اون یکی قرمز!زیباییش وصف ناپذیره!فکرمی کنم با اون کارگرا فامیل باشه!ولی اون یجورایی ترسناکم هست!

خیلی عجیب بود!اون کارگرا همیشه ناپدید میشدن ولی مدیر همیشه اصرار داشت نباید کاری به کارشون داشته باشیم..

 به اون پسر خیلی خوشکل با چشمای آبی و موهای خاکستری نگاهی انداختمو گفت:خسته نباشی دلاور!

اون پسرم برگشت و نگاهی عاقل اندر سفیه بهم انداخت و راهشو رفت!پسره ی لوس!

*********************************************************************

این قسمتم تموم شد!چطور بود؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 9 مرداد 1396 04:36 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30

هدایت به بالای صفحه

اسکرول بار